به گزارش خبرنگار پایان هفته: رضا فرخی معاون صنایع دستی استان کرمان در جمع خبرنگاران گفت: اواخر شهریور ماه از سیمرغ جواهرنشان در استان کرمان با حضور مقامات ارشد وزارت صمت ، میراث فرهنگی و فعالان صنایع دستی ، نمایندگان و مدیران استانی و اصحاب رسانه رونمایی می شود. فرخی عنوان کرد: استان کرمان بهشت معادن و گنجینه ای ارزشمند از سنگ های قیمتی ، نیمه قیمتی و تزئینی است .وی با اشاره به اهمیت و جایگاه صنایع دستی استان کرمان اظهار داشت: این سازمان رایزنی هایی انجام داده تا دهکده صنایع دستی را در زمین مناسبی جانمایی و با مشارکت دولت و بخش خصوصی به بهره برداری برساند .علی مرادی موسس خانه سنگ کرمان در این نشست خبری گفت: خوشبختانه با بهره مندی از ظرفیت و خلاقیت و همکاری سی نفر از هنرمندان گوهرتراش اقدام به تهیه و تولید یک اثر هنری–ادبی «سیمرغ جواهرنشان»، فراتر از یک مصنوعِ زرگری، روایتی چندلایه از هویت، اسطوره، ریاضیات و خرد ایرانی اقدام نموده ایم که پس از سالها پژوهش و کارِ گروهی به ثمر نشسته است.وی ادامه داد: این اثر در پی آن است تا با زبانی جهانی و در قالب هنرِ متعالی، ظرفیتهای بیبدیلِ فرهنگی و تاریخی و اسطوره ای ایران را به جهان مخابره کرده و مرزهای تمدنیِ تازهای را ترسیم کند. مرادی گفت: در جهان امروز، «سیمرغ جواهرنشان» در جایی ایستاده که جواهر فقط برای درخشیدن نیست، بلکه برای معنا دادن است. این اثر، مخاطب را فقط به تماشا دعوت نمیکند؛ او را به فهم، تأمل، کشف و مشارکت در معنا فرامیخواند و به همین دلیل، میتوان گفت که این اثر بیش از آنکه فقط دیده شود، باید خوانده شود، تفسیر شود و درک شود و در نهایت، «سیمرغ جواهرنشان» تلاشی است برای آنکه هنر ایرانی، بار دیگر خود را نه فقط با مهارت و شکوه بصری، بلکه با عمق فکری، ریشه تمدنی، زبان نمادین و قدرت روایتگری معرفی کند. این اثر از دل فرهنگ ایرانی برآمده، اما افق آن محدود به جغرافیا نیست؛ زیرا پرسشهایی که درباره انسان، رشد، نفس، وحدت، همدلی و کمال مطرح میکند، پرسشهایی جهانیاند.«سیمرغ جواهرنشان» را نباید صرفاً یک اثر لوکس، یک جواهر فاخر یا یک شیء تزئینی دانست. این اثر، در بنیان خود، یک بیانیه هنری، فلسفی و تمدنی است؛ اثری که میکوشد میان طلا و گوهر از یکسو، و ادبیات، عرفان، اسطوره، هندسه، تفکر و هویت ایرانی از سوی دیگر، پیوندی زنده و معنادار برقرار کند.آنچه این اثر را از بسیاری از آثار فاخر و گرانقیمت متمایز میکند، فقط ارزش مادی، مهارت ساخت یا ترکیب سنگها نیست؛ بلکه جهانبینی نهفته در آن است. در «سیمرغ جواهرنشان»، ماده در خدمت معنا قرار گرفته و زیبایی، صرفاً برای چشم نیست، بلکه برای بیدار کردن ذهن، احساس و تأمل مخاطب است.موسس موزه سنگ کرمان گفت: در قلب این اثر، مفهومی به نام «سُها» قرار دارد؛ عنصری که میتوان آن را مهمترین امضای فکری و تمدنی این پروژه دانست. سُها صرفاً یک نقش یا جزئی از تزئینات اثر نیست؛ بلکه یک بیانیه مستقل، یک فلسفه انسانی و یک مسیر زیباشناختی و معنوی برای رشد و تکامل انسان است. سُها از ترکیب چند پرنده شکل گرفته و هر یک از اجزای آن، به یکی از ابعاد نفس انسان اشاره دارد؛ ابعادی که میتوانند در مسیر خودشناسی، تربیت، تهذیب و تکامل، رشد یابند یا از موانع عبور کنند. از این منظر، سُها نماد انسانی است که درگیر کشمکشهای درونی است، اما در همان حال، استعداد عبور، پالایش، بلوغ و رسیدن به حقیقت را نیز در خود دارد.این نگاه، «سیمرغ جواهرنشان» را از سطح یک اثر زینتی فراتر میبرد و آن را به نقشهای نمادین از سیر انسان تبدیل میکند؛ حرکتی از پراکندگی به تمرکز، از نفس به آگاهی، از کثرت به وحدت، و از ظاهر به معنا. در اینجا، هنر صرفاً چیزی برای نمایش نیست؛ بلکه زبان روایت یک سلوک انسانی است.وی افزود: ریشه تمدنی این اثر نیز از همینجا روشن میشود. «سیمرغ جواهرنشان» بهطور همزمان از دو سرچشمه بزرگ فرهنگ ایرانی الهام میگیرد: یکی سیمرغِ شاهنامه که نماد هدایت، نجات و حمایت است، و دیگری سیمرغِ منطقالطیر که نماد حقیقت درونی، خودشناسی و رسیدن به خویشتن متعالی است. این همنشینی، اثر را به نقطهای میرساند که در آن، اسطوره، عرفان و هنر به یک زبان مشترک تبدیل میشوند ودر کنار این لایه معنایی، «سیمرغ جواهرنشان» جلوهای درخشان از «دیگرخواهی» و همدلی است. همانطور که در تمثیلهای راهگشای اخلاقی، سوراخ کردن دیوارهای میان خانهها نه برای تخریب، که برای رسیدنِ نورِ همدلی به همسایگان و گرهگشایی از کار یکدیگر است، این پروژه نیز دعوتی است برای گذشتن از «من» و رسیدن به «ما»؛ تلاشی برای نشاندن لبخندی بر چهرهٔ جهان، با اثری که میخواهد پیوند میان قلبها باشد، نه فقط تزئینی بر تن.این هنرمند گوهرتراش کرمانی گفت: راز و رمز اعداد نیز یکی از ستونهای اصلی معماری مفهومی اثر است. عدد ۳۰ تنها یک عدد نیست؛ ارجاعی است به «سیمرغ» عطار، به جمع، به تکثر، به همراهی، و به این اندیشه که حقیقت متعالی از همافزایی اجزا پدیدار میشود. وقتی این عدد در اجزای مختلف اثر، در ساختار، در روایت و در فرآیند آفرینش آن تکرار میشود، به یک زبان طراحی و یک نشانه تمدنی تبدیل میگردد. همچنین اعداد ۹ و ۱۹ نیز در ساحت معنایی اثر، حامل مفاهیمی چون کمال، بازگشت، وحدت، نظم پنهان و پیوند میان ماده و معنا هستند واین اثر نگاهی ویژه به «وحدت در عین تفاوت» دارد. همانگونه که در روایت سیمرغ، پرندگان گوناگون با ویژگیها و سلایق متفاوت در یک مسیر مشترک قرار میگیرند، در این پروژه نیز تفاوتها حذف نمیشوند، بلکه در افقی بالاتر به همافزایی میرسند. این اثر، از دل گوناگونی، به وحدت میرسد؛ نه با یکسانسازی، بلکه با همجهتسازی. همکاری جمعی هنرمندان در خلق این اثر، صرفاً یک سازوکار اجرایی نیست، بلکه بخشی از پیام اثر است؛ همانگونه که «سیمرغ» از جمع پرندگان پدیدار میشود، این اثر نیز از جمع ذوقها و نگاههای متفاوت، به یک کل واحد و معنادار تبدیل شده است واز سوی دیگر، «سیمرغ جواهرنشان» در زبان رازآلودِ خود، ساختارشکنی آگاهانهای را رقم میزند. این اثر، با عبوری جسورانه از چارچوبهای جاریِ کالاهای لوکس و تقارنهای مکانیکیِ رایج، مسیر متفاوتی را میپیماید. در اینجا، آن کمالِ بیروح و متقارن که در صنعت جواهرسازیِ مرسوم ستایش میشود، به نفعِ «کمالِ زنده» کنار رفته است؛ گویی اثر میکوشد تا با رها کردنِ قید و بندهای صلبِ فرم، حقیقتی انساندوستانه و روحی پویا را به نمایش بگذارد. این گریز از نظمهای کلیشهای، انتخابی هوشمندانه است برای آنکه جواهر، از یک شیءِ تزئینیِ ایستا به روایتگریِ زنده تبدیل شود.
گفتنی است این اثر برای نخستین بار با این همه مفاهیم معنایی و ادبی فاخر و اثار ارزشمند سنگ تولید شده است .

































