اشاره : زهرا هزاریزاده ۲۴ ساله و موسس فروشگاه گوهرسنگ دُرناب با خبرنگار پایان هفته در حاشیه نمایشگاه ترنگ کرمان داشته که حاصل این گفتگو در پی می اید: وی که بنیانگذار برند «دُرناب» است میگوید : درناب برندی در حوزه گوهرتراشی و طراحی زیورآلات دستساز است که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۹ آغاز و در این برند تلاش میکنم با استفاده از گوهرسنگهای طبیعی، بهویژه سنگهای ایرانی، و الهام از هنر و نقشمایههای اصیل ایران، آثاری منحصربهفرد خلق کنم؛ آثاری که علاوه بر زیبایی، داستان و هویت خودشان را داشته باشند. هزاری زاده ادامه داد: شکلگیری درناب از جایی شروع شد که اصلاً انتظارش را نداشتم ،قبل از کنکور اصلاً فکرش را هم نمیکردم که روزی شغلم گوهرتراشی باشد. بعد از اینکه کنکور دادم و منتظر اعلام نتایج بودم، دوست داشتم در این فاصله یک مهارت جدید یاد بگیرم. کلاسهای فنی و حرفهای را نگاه کردم و بین گزینههای مختلف، کاملاً اتفاقی گوهرتراشی را انتخاب کردم. آن زمان هیچ شناختی از این حرفه نداشتم و فقط برای اینکه وقتم را مفید بگذرانم، در کلاس ثبتنام کردم وبا اینکه گوهرتراشی برایم دنیای جدیدی بود، علاقه به سنگها از کودکی همراهم بود. خالهام زمینشناس است و از بچگی وقتی با او به طبیعت یا روستا میرفتیم، همیشه سنگهای مختلف را جمع میکردم. هنوز هم خیلی از آن سنگها را نگه داشتهام. بعد از شرکت در کلاسها تازه متوجه شدم همان سنگهایی که همیشه برایم جذاب بودند، میتوانند با تراش و پرداخت به یک اثر هنری تبدیل شوند. آشنایی با سنگهای نیمهقیمتی مثل عقیق، شجر، آمیتیست و لابرادوریت باعث شد علاقهام به این حوزه چند برابر شود.بعد از پایان دوره آموزشی، بهصورت اتفاقی فهمیدم خالهام هم سالها قبل گوهرتراشی را یاد گرفته بود و دستگاه تراش سنگ داشت. وقتی فهمید من این مسیر را شروع کردهام، دستگاهش را در اختیارم گذاشت و من با همان دستگاه اولین کارهایم را ساختم.وی افزود : سال ۱۳۹۹ صفحه مجازی را راهاندازی کردم و در انباری خانه پدربزرگ مشغول کار شدم. همان زمان با کمک خالهام برای برند اسم انتخاب کردیم. ابتدا «دُر» را در نظر داشتم که هم به مروارید، سنگ ماه تولدم، اشاره داشت و هم معنی ارزشمند بودن را میرساند. خاله پیشنهاد کرد کلمه «ناب» را هم به آن اضافه کنیم و به این ترتیب نام «دُرناب» شکل گرفت.همزمان در رشته شیمی کاربردی دانشگاه شهید باهنر کرمان تحصیل میکردم، اما بیشتر وقتم را صرف گوهرتراشی میکردم. سفارشهای اینستاگرامی به من کمک میکرد هم بخشی از هزینههای زندگی را تأمین کنم و هم ابزارهای جدید بخرم و کارم را توسعه بدهم.بعدها از طریق اینستاگرام با هنر کاروینگ یا حجمتراشی روی سنگ آشنا شدم. آشنایی با استاد قارایی و شرکت در کلاسهای آنلاین ایشان باعث شد این مهارت را هم یاد بگیرم و نگاه متفاوتی به طراحی روی سنگ پیدا کنم.بعد از فارغالتحصیلی در سال ۱۴۰۴ تصمیم گرفتم بهصورت جدی روی برند دُرناب تمرکز کنم. همیشه دوست داشتم در کاروانسرای گنجعلیخان کرمان حجرهای داشته باشم. بعد از گرفتن کارت صنایعدستی و طی کردن مراحل اداری، این فرصت برایم فراهم شد و کارگاهم را از انباری خانه پدربزرگم به آنجا منتقل کردم.امروز در دُرناب بیشتر سفارشهای شخصیسازیشده انجام میدهم. خیلی از مشتریها با یک ایده، یک سنگ یا حتی یک خاطره سراغم میآیند و من سعی میکنم آن را به یک جواهر تبدیل کنم. بیشتر آثاری که ساختهام از نقشمایههای ایرانی الهام گرفتهاند و با سنگهای ایرانی، بهویژه عقیق سلیمانی و عقیق شجر، ساخته شدهاند که با استقبال خوبی هم روبهرو شدهاند.همیشه برایم جذاب بوده که ایران سابقهای طولانی در هنر، معماری و نقشپردازی دارد. دوست دارم دُرناب سهم کوچکی در ادامه این مسیر داشته باشد؛ با الهام گرفتن از هنر ایرانی و استفاده از گوهرسنگهای کشورمان، آثاری خلق کنم که وقتی به دست یک مخاطب در هر نقطه از دنیا میرسد، بخشی از هویت و فرهنگ ایران را هم با خودش همراه داشته باشد درواقع هر قطعه از دُرناب، تکهای از طبیعت ایران و روایتی از هنر ایران است.پایان هفته، رسانه زیست بوم کارافرینی و کسب وکار برای این کارافرین جوان ارزوی موفقیت روز افزون دارد.
حسین شهابی

































